سو: آب

سو آتان: آب پاش
سو آنباری: انبار آب
سو آیدین لیق دیر: آب روشنائی است
سو ایتی: سگ دریایی
سو ایلانی: مار آبی
سو بؤجویو: سوسک آبی
سو پری سی: پری دریایی
سو پیشیی: خوک آبی
سوچیچه یی: آبله مرغان ( بیماری )
سو زانباغی: نیلوفر آبی
سو سیچانی: موش آبی
سو سیچوولو: خرموش آبی
سو فره سی: مرغ آبیانه
سو قوشو: مرغ جنگلی
سو نرگیسی: گل شاه پسند
سو ایچمک: آب نوشیدن
سو ایچیم دیر: آسان مثل آب خوردن است
سویلا اؤد آراسیندا قالماق: سرگردان و مردد ماندن
سو سنه یی سو یولوندا قیریلار: کوزۀ آب در راه آب می شکند
سودا بوغولان سامان چؤپونه ال آپارار: غریق به پر کاهی می چسبد
سو - سودا ترپشمدی: آب از آب تکان نخورد
سویو اوفلویه - اوفلویه ایچیر: آب را با احتیاط می نوشد

اسم مصدر در ترکی آذربایجانی

علامت اسم مصدر در ترکی آذربایجانی
برای اصوات قوی « لیق» و « لوق» است.
مانند: یایلیق - آیلیق - ایللیق - دونلوق - سویوقلوق -
*
برای اصوات ضعیف « لیک » و « لوک » است.
مانند: گؤزلوک - دفترلیک - من لیک - گلین لیک -

کلمات متضاد

تلخ و شیرین
جنگ و صلح
خواهی نخواهی
فراز و فرود
غم و شادی
بگو مگو
گیر و دار
قهر و آشتی
سیاه و سفید
خواب و بیداری

بورون : بینی

بورون - بورونا: خیلی نزدیک به هم
بورونلاشماق: با همدیگر نزاع کردن
بورنو اوولماق: دماغ کسی را سوزاندن
بورون قاناماماق: بدون صدمه از مهلکه جستن
بورنونو یئره سورتمک: غرور کسی را شکستن
بورنو یئللنمک: خود بین شدن
بورنوندان گلمک: شادی کسی به ناراحتی تبدیل شدن
بورنوندان گتیرمک: زهر مارش کردن
بورونو ساللاماق: اخم کردن، قهر کردن
بورنونو اوجونو گؤرمه مک: به عاقبت کار نیندیشیدن
بورنونو اوجوندا: کاملا نزدیک است
بورنونو هر ایشه سوخماق: در هر کاری فضولی کردن

اسم معنی

اسم معنی دارای وجود مستقل و لمس کردنی نیست.
مانند: سفیدی - زردی - مهربانی - بخشندگی

پسوند ( جاق - جگ ) در ترکی پاذربایجانی

وئر: بده
وئره جگ: بدهکاری
آل: بده
آلاجاق: طلب
پسوند های ( جاق - جگ ) پسوندهای فعلی هم هستند.
مانند:
گئده جگ: خواهد رفت
یئیه جگ: خواهد خورد
آلاجاق: خواهد گرفت
آپاراجاق: خواهد برد
یازاجاق: خواهد نوشت

صرف فعل گولمک

گولورم: می خندم
گولورسن: می خندی
گولور: می خندد
گولوروک: می خندیم
گولورسوز: می خندید
گولورلر: می خندند
گولدوم: خندیدم
گولدون: خندیدی
گولدو: خندید
گولدوک: خنیدیدم
گولدوز: خندیدید
گولدولر: خندیدند
گولموشدوم: خندیده بودم
گولموشدون: خندیده بودی
گولموشدو: خندیده بود
گولموشدوک: خندیده بودیم
گولموشدوز: خندیده بودید
گولموشدولر: خندیده بودند
*
گولمه لیدی: خنده دار بود
گول: بخند
گولوش: خنده، نوع خنده
گولومسه مک: لبخند زدن
اوزون گولسون: شاد و دلخوش باشی
گولومسنمک: لبخند زدن
گولونج: خنده آور، مضحک
گولدوروجو: خنده دار
گولونجه قویماق: مسخره کردن
گولوشمک: دسته جمعی خندیدن
گولوجو: خندان
گولر اوزلو: خنده رو، گشاده رو

اقسام اسم

اسم عام - اسم خاص - اسم ذات - اسم معنی - اسم مفرد - اسم جمع - اسم نکره - اسم معرّفه - اسم بسیط ( ساده ) - اسم مرکّب ( آمیخته ) - اسم جامد - اسم مشتق - اسم آلت ( نام افزار ) - اسم مصغّر - اسم زمان - اسم مکان

اضافۀ ملکی

در اضافۀ ملکی میان مضاف و مضاف الیه رابطۀ ملکی برقرار است. یعنی مضاف الیه مالک و دارندۀ مضاف است.
مانند:
کتابِ علی - خانه ی من - دفترِ شما

یک دوبیتی زیبا از صائب تبریزی

نُه بار به کند و بند و زندان بودن
نُه طارم افلاک به گل اندودن
نُه قلّۀ قاف را به آهن سودن
به زان که دمی همدم نادان بودن
صائب تبریزی