بیر نئچه ائیلم

آغارتماق: سفید کردن
آغارماق: سفید شدن
آغاریشماق: به رنگ سفیدی زدن
آغا چالماق: به رنگ سفیدی زدن
آغریسی توتماق: درد گرفتن ( شروع شدن درد زایمان )
آغریماق: درد گرفتن، درد کردن
آغلاتماق: به گریه انداختن
آغلاماق: گریه کردین
آغلاماق - سیزلاماق: به گریه و زاری افتادن
آغلامسینماق: بغض کردن
آغناتماق: به طرف پایین لیز دادن
آغناشماق: غلتیدن
آغناماق: به پهلو غلتیدن
آغیرلاتماق: سنگین کردن، دشوار کردن
آغیرلاشدیرماق: سنگین کردن
آغیرلاشماق: سنگین تر شدن
آغیرلاماق: مهمان نوازی کردن
آغیر یوک داشیماق: بار سنگین حمل کردن
آغیزی آچیق قالماق: از تعجّب زبانش باز ماندن
آغیزی آچیلماق: دهانش ( برای حرف زدن، گله کردن، فحش دادن ) باز شدن
آغیزینی پوزماق: حرف بد زدن، ناسزا گفتن
آغیزینا باخماق: دهن بین بودن
آغیزینا آلماق: بر زبان راندن
آغیزینا سؤز آتماق: حرف به دهان کسی گذاشتن
آغیزیننان قاپماق:از زبان کسی حرف درآوردن
آغیزینان قاچیرتماق: حرفی از دهانش پریدن
آغزینی آچدیرماق: به حرف کشاندن
آغیزینی باغلاماق: دهانش را بستن
آغیزینی هاوایا آچماق: یاوه سرایی و پرگویی کردن
آغیزینی آچیب گؤزونو یومماق: صبرش تمام شده و دهان به ناسزا و گلایه شدید گشودن
آغیزینی آچماماق: سکوت کردن
*

یایلاق - قیشلاق

پسوند « لاق »
یا + لاق = یایلاق
یای: تابستان
لاق: پسوند مکان
یایلاق: جای سردسیر و اقامتگاه تابستانی عشایر است. همچنین به جای خوش آب و هوا یایلاق میگویند.
*
قیش + لاق = قیشلاق
قیش + زمستان
لاق: پسوند مکان
قیشلاق: جای گرمسیر. اقامتگاه زمستانی عشایر
*

اسم مصدر در ترکی آذربایجانی

علامت اسم مصدر در ترکی آذربایجانی: ( لیق - لوق ) و ( لیک - لوک ) است.
مانند:
آی +لیق = آیلیق
یای + لیق = یایلیق
دون + لوق = دونلوق
ایل + لیک = ایللیک
سؤز + لوک = سؤزلوک
*

مصدر در ترکی آذربایجانی

در زبان ترکی آذربایجانی مصدر از اضافه کردن « ماق» در افعال قوی و «مک » در افعال ضعیف به آخر فعل امر به دست می آید.
مانند:
آچ +ماق = آچماق
قاچ + ماق = قاچماق
یاز + ماق = یازماق
اوچ + ماق = اوچماق
چال + ماق = چالماق
آت + ماق = آتماق
یات + ماق = یاتماق
*

گئت + مک = گئتمک
ایچ + مک = ایچمک
اک + مک = اکمک
تیک + مک = تیکمک
ایتیر + مک = ایتیرمک
بیت + مک = بیتیرمک
یئتیش +مک = یئتیشمک
*

زنهار مخسب امشب - مولانا

مهمان توام ای جان، زنهار مَخُسب امشب
ای جان و دل مهمان،زنهار مخسب امشب
روی تو چو بَدر آمد، امشب شب قدر آمد
ای شاه همه خوبان، زنهار مخسب امشب
ای سرو دوصد بستان، آرام دل مستان
بردی دل و جا بستان، زنهار مخسب امشب
ای باغ خوش و خندان، بی تو دو جهان زندان
آنی تو و صد چندان، زنهار مخسب امشب
*

کلمه ها و ترکیب های تازه

سکانس: کلمه ای فرانسوی است و به مجموعه چند صحنه از فیلمنامه می گویندکه وحدت موضوعی داشته باشد.
وایرال شده: همه گیر شده، فراگیر شده
بَدمن: شخصیت منفی و ضد قهرمان و شرور در فیلم و داستان

سؤزلوک - ک

کرپیج: آجر
کرتنکله: سوسمار ( به آدم حقه باز هم می گویند)
کرتیک: شکاف
کردی: باغچه در حیاط خانه
کرکینجک: شاهین کوچک
کرم: نام عشق اصلی در داستان ( اصلی و کرم)
کرم شیکسته سی: نوعی آهنگ آشیق در دستگاه راست و سه گاه
کرمی: نوعی آهنگ آشیق، مشابه یانیق کرم
کرم قیلماق: لطف کردن
کره نئی: شیپور، بوق
کرنتی: داس دسته بلند
کرنتی چی: کارگری که با داس درو می کند
کرواشان: تیرک بلند و باریک
کره: گوش کوچک و نوک تیز گوسفند
کره: بار، دفعه
کُره: (مثل کره زمین)
کره: روغن
کره یاغی: روغن کره
کره ویز: ( کرووز) بیر جور یارپاقلای یئکه جعفری، کرفس
کوریدور: دالان
*




مصدر معلوم و مصدر مجهول در ترکی آذربایجانی

مصدر معلوم:
آلماق: خریدن
چالماق: نواختن
بؤلمک: تقسیم کردن
یؤنمک: رنده کردن
ساتماق: فروختن
آلماق: خریدن
سیلمک: پاک کردن
*
مصدر مجهول:
آلینماق: خریده شدن
چالینماق: نواخته شدن
بؤلونمک :تقسیم شدن
یؤنولمک: رنده شدن
ساتیلماق: فروخته شدن
آلینماق: خریده شدن
سیلینمک: پاک شدن
*

حافظ

در زمان قدیم به دو گروه حافظ می گفتند.
1 - گروهی گه یکصد هزار حدیث و یا شعر از حفظ داشت.
2 - گروهی که فقط قرآن را از حفظ داشت.
*
از خصوصیات اشعار حافظ یکی این است که اشعار حافظ تعبیرپذیر است. دوم این که حافظ در اشعار خود، مثل های فارسی زیادی را بکارگرفته است.
*

کلمات متضاد

کلماتی مانند ( راست - دروغ زن )، ( زشت - نیکو )، ( خوی نیک - خوی بد )، مخالف یکدیگرند. آوردن دو کلمه با معنی متضاد، موجب زیبایی و لطافت سخن می شود. تضاد باعث تلاش ذهنی می شود.
*
گدای نیک فرجام، به از پادشاه بدفرجام. « سعدی »
«نیک فرجام» - « بدفرجام» متضاد هستند.