خوا می نویسیم خا می خوانیم
خوا می نویسیم خا می خوانیم.
خواب : حالتی همراه با آسایش و آرامش که بر اثر از کار باز ماندن حواس ظاهری بدن انسان و جانوران بوجود می آید.
خواب آلود : کسی که خوابش می آید
خواب گزار : نعبیر کننده خواب
خوابیدن : ساعاتی از شبانه روز به خصوص شب ، چشمها را بستن و آرام گرفتن.
خواب دیدن: در عالم خواب رویاهای خوب و بد دیدن
خواندن : قرائت کردن
خواستن : میل کردن
خواهر : همشیره ، دختری که با آدمی از یک پدر و مادر و یا یکی از آنها باشد.
خواهش : درخواست
خواستگار : طلب کننده ، کسی که خواهان ازدواج با دختری است.
خواجه : تاجر ، بزرگ ، مردی که اخته اش کرده اند.
خوار بار : خوراک اندک
خوار : ذلیل ، حقیر ، بی اعتبار
خواری: ذلیلی ، بی اعتباری
خوان : سفره
خوانا : خط یا نوشته ای که به راحتی خوانده می شود.
ناخوانا: خطی که به علت بد نوشتن خوانده نمی شود.
خوانچه : سفره کوچک
خواننده : کسی گه چیزی را قرائت می کند.
خوان سالار : سفره چی
خواه ناخواه : با میل و بی میل
خودخواه : کسی که خود را خیلی می پسندد. کسی که فکر به فکر خودش است.
خواهان : خواهنده
حواهرزاده : فرزند خواهر
تعزیه خوان : کسی که تعزیه می خواند
روضه خوان : کسی که روضه می خواند ، مصیبت گو
قرآن خوان : کسی که قرآن می خواند.
*
در نوشتن مطالب این وبلاک از کتب درسی وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران - کتاب دستور زبان فارسی نوشته دکتر حسن احمدی گیوی و دکتر حسن انوری - مهدی معینیان - دکتر علی سلطانی گرد فرامرزی - فرهنگ فشردۀ سخن دکتر حسن انوری - فرهنگ معین - فرهنگ دهخدا - فرهنگ آذربایجانی نوشتۀ بهزاد بهزادی - دستور زبان ترکی نوشتۀ محمدصادق نائبی - فرهنگ ترکی نوشتۀ داشقین و … بهره می گیرم .