خوا می نویسیم خا می خوانیم.

خواب : حالتی همراه با آسایش و آرامش که بر اثر از کار باز ماندن حواس ظاهری بدن انسان و جانوران بوجود می آید.

خواب آلود : کسی که خوابش می آید

خواب گزار : نعبیر کننده خواب

خوابیدن : ساعاتی از شبانه روز به خصوص شب ، چشمها را بستن و آرام گرفتن.

خواب دیدن: در عالم خواب رویاهای خوب و بد دیدن

خواندن : قرائت کردن

خواستن : میل کردن

خواهر : همشیره ، دختری که با آدمی از یک پدر و مادر و یا یکی از آنها باشد.

خواهش : درخواست

خواستگار : طلب کننده ، کسی که خواهان ازدواج با دختری است.

خواجه : تاجر ، بزرگ ، مردی که اخته اش کرده اند.

خوار بار : خوراک اندک

خوار : ذلیل ، حقیر ، بی اعتبار

خواری: ذلیلی ، بی اعتباری

خوان : سفره

خوانا : خط یا نوشته ای که به راحتی خوانده می شود.

ناخوانا: خطی که به علت بد نوشتن خوانده نمی شود.

خوانچه : سفره کوچک

خواننده : کسی گه چیزی را قرائت می کند.

خوان سالار : سفره چی

خواه ناخواه : با میل و بی میل

خودخواه : کسی که خود را خیلی می پسندد. کسی که فکر به فکر خودش است.

خواهان : خواهنده

حواهرزاده : فرزند خواهر

تعزیه خوان : کسی که تعزیه می خواند

روضه خوان : کسی که روضه می خواند ، مصیبت گو

قرآن خوان : کسی که قرآن می خواند.

*