وحشی بافقی
ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش
یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش
مست حسنی با رقیبان میل می خوردن مکن
بد حریفانند آنها گفتمت هشیار باش
آنکه ما را هیچ برخورداری از وصلش نبود
از نهال وصل او گو غیر برخوردار باش
گر چه میدانم که دشوار است صبر از روی دوست
چند روزی صبر خواهم کرد گو دشوار باش
صبر خواهم کرد وحشی در غم نادیدنش
من که خواهم مرد گو از حسرت دیدار باش
یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش
مست حسنی با رقیبان میل می خوردن مکن
بد حریفانند آنها گفتمت هشیار باش
آنکه ما را هیچ برخورداری از وصلش نبود
از نهال وصل او گو غیر برخوردار باش
گر چه میدانم که دشوار است صبر از روی دوست
چند روزی صبر خواهم کرد گو دشوار باش
صبر خواهم کرد وحشی در غم نادیدنش
من که خواهم مرد گو از حسرت دیدار باش
وحشی بافقی
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 17:38 توسط شهربانو - قایاقیزی
|
در نوشتن مطالب این وبلاک از کتب درسی وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران - کتاب دستور زبان فارسی نوشته دکتر حسن احمدی گیوی و دکتر حسن انوری - مهدی معینیان - دکتر علی سلطانی گرد فرامرزی - فرهنگ فشردۀ سخن دکتر حسن انوری - فرهنگ معین - فرهنگ دهخدا - فرهنگ آذربایجانی نوشتۀ بهزاد بهزادی - دستور زبان ترکی نوشتۀ محمدصادق نائبی - فرهنگ ترکی نوشتۀ داشقین و … بهره می گیرم .