واژه ها - سر
سر: بخش فوقانی بدن انسان شامل جمجمه و مغز
سر: آغاز
سر از تخم بیرون آوردن: بیرون آمدن جوجه از تخم
سر انگشتی: اندکی، یک ذرّه
سر به آسمان افراشتن: بسیار بلند بودن
سر برکشیدن: طلوع کردن
سر تا پا گوش بودن: به دقّت گوش دادن
سر تا پای کسی را طلا گرفتن: بیش از اندازه به کسی محبّت کردن
سر تا ته: از اوّل تا آخر
سر خر را کج کردن: مسیر را عوض کردن
سر بر زمین گذاشتن: مُردن
سر کسی به سنگ خوردن: دچار شکست و ناکامی و پشیمانی شدن
سر کسی را خوردن: شوم بودن و موجب مرگ کسی شدن
سر کسی در آخور بودن: به دیگران توجه نداشتن و سرگرم کار خود بودن ( بی ادبانه)
سر کسی شلوغ بودن: بیشتر شدن کار و فعالیّت کسی
سر کسی کلاه گذاشتن: با حیله و نیرنگ کسی را فریب دادن
سر وقت: به موقع
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۴ ساعت 19:50 توسط شهربانو
|
در نوشتن مطالب این وبلاک از کتب درسی وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران - کتاب دستور زبان فارسی نوشته دکتر حسن احمدی گیوی و دکتر حسن انوری - مهدی معینیان - دکتر علی سلطانی گرد فرامرزی - فرهنگ فشردۀ سخن دکتر حسن انوری - فرهنگ معین - فرهنگ دهخدا - فرهنگ آذربایجانی نوشتۀ بهزاد بهزادی - دستور زبان ترکی نوشتۀ محمدصادق نائبی - فرهنگ ترکی نوشتۀ داشقین و … بهره می گیرم .